اشک و خنده

8ej2rms.jpg
---
تنهام ...
تو جاده هراز ... نرسیده به آمل ...
رسیدم همونجایی که جاده 2 بانده شده ... دارم تخت گاز میرم ...شیشه ها همه پایینن ...
سرمو از شیشه میبرم بیرون ...
باد میخوره تو صورتم ... نفسم بند میاد ...
اشکم در میاد ...
نمیدونم برای باده که میخوره تو چشام یا اینکه دارم گریه میکنم ...
میام تو ... هنوز دارم اشک میریزم ...
نمیدونم چیزی رفته تو چشمم یا اینکه دارم گریه میکنم ...
من که همش داشتم بلند بلند داد میزدم و میخندیدیم ...
پس این خنده ها چین ؟
پس این اشکا چین ؟
/ 59 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شباهنگ

توله سگ آمل اومدی چرا پیش من نیومدی.؟؟؟/ مرسی بابت نظراتت. خیلی ممنون

نازی

ديگه نمی آم!!!

گاو مشتی حسن

دعوتت کردم برای شرکت در بازی. يه تيريپ قدم رنجه کنيد و ببينيد.

هری پاتر

سلام عليکم.....خوبين شما....چه خبرا..... خوشم اومد از اين توصيفات کوتاهتون...... ولی ثقيل بود کمی.......يعنی خيلی......

خاک

خورجين باد پر شده از گلايه تو اين روزای سخت و پرکنايه خنده رو با غصه نميشه نوشت کی می دونه چه جوريه سرنوشت ... بين من و تو پل بی عبوره غربت جاده های سوت و کوره اگه غریب و ساده ی خسته باد پناه امن گریه شد آدما !!!

kaveh

آره موافقم ! هميشه يه جای کار می لنگه هميشه ... کاش فقط بلنگه و زمين نزنه که ...

antigoneh

جالبه ..... 4 سال منم عین همین حس رو تو همین جاده داشتم ...... مخصوصا وقتایی که دم دمای غروب میرسیدم به اینجای جاده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

antigoneh

یه جور حس سبکی ...... بی خیالی ...... پرواز ...... شاید گیجی و سردر گمی ...... شاید هم !!!!!! اصلا نمیدونم ............................................

antigoneh

یه جور حس سبکی ...... بی خیالی ...... پرواز ...... شاید گیجی و سردر گمی ...... شاید هم !!!!!! اصلا نمیدونم ............................................