محض ارا !

بیست و هشتم ٬ شمال ٬ خانه دریا ... ویلای خاله جان ! به همراه خانواده ! مثل همیشه خانه دریا پر بود از همه جور فشن ! ماشینای آنچنانی ٬ تیپهای خفن ٬ قیافه های جورواجور ! درست مثل یک سیرک کامل !!! یک هفته خوابیدن ! خوردن ! باز خوابیدن !‌ وگاهی هم پیاده روی تا ساحل !!! دست خاله جان درد نکند که چنین شوهر پولداری دارد ...
بلافاصله تهران و مشهد ....
هواپیما ٬ هتل ٬ ترافیک و ... همه در حد افتضاح ٬ ولی قابل تحمل به خاطر امام رضا !‌ شبها در صحن امام حالی میبردیم ... دوستان همگی رو یک ضرب دعا کردم ...
دوازدهم تهران ...
هیچگونه عید دیدنی نرفتم !‌ هرکس هم آمد نبودم !‌
تا شب جمعه در دفتر با همراهی دوستان به بازی فیفا مشغول بودیم ! آنقدر که انگشت شستمان تاول زده و پینه بسته !‌ در کل معتاد شدیم ! برای ترک اعتیاد ٬ جمعه شب از کامپیوتر پاک شد ... سی دی شکسته شد .... گیم پد شوت شد ! اعتیاد آنقدر بالا بود که فرصت سر زدن به وبلاگ دوستان رو به من نمیداد ! به هر حال ترک کردم ! میبینید که !!!!
وضعیت روحی با اینکه باید در حد تیم ملی باشه ... در حد زیر صفره !!! یک نوع یاس فلسفی ! یه چیز تکراری ! یه چیزی که انقدر تر زده تو روحیم که منی که میمردم واسه وبلاگ ... حالا اصلا میخوام ریخت نحسشو نبینم !! میبینید که اینی هم که دارم مینویسم 2 زار نمیرزه ! همینجوری هوینجوری !
خلاصش این عید هم گذشت ! یک سال دیگه هم گذشت و ما همون گهی بودیم که هستیم که بوده بودیم ! ولی خدا شاهده که تمام تلاشمون رو جون عممون نکردیم و در خیلی از موارد انقدر تنبلی کردیم که بو گندمون همه جا رو برداشته ! و این همون نفس عماره هستش ! دوستان میتونن برای حل این مشکل به رساله آخوندای محترم یه نگاه بندازن تا از دست این نفس عماره خلاصی جویند ! چرت میگم ! ولش کن اصلا ! خلاصه این سالم گذشت و سال دیگه هم میگذره وو همیییین دیگه ... کلاغه به خونشون که نرسید هیچی اصلا نتونست از رو زمین بپره !!!
ولش کن اصلا ...
----
پ.ن.1 : وقتی پست قبلیمو میخونم ! هرچی که فکر میکنم نمیفهمم که این نوشته ها رو من نوشتم !!؟؟  یا من نوشتم !؟؟ !! و به این نتیجه میرسم که من نوشتم !‌و چون خودم به همه میگم که پستای قبلی رو نباید پاک کرد ... حتی اگر مایه ننگ بشریت باشه ... بنابراین پاکش نمیکنم !‌ و فقط از دوستان میخوام که مثل همیشه نخوننش و اگر هم خوندن به روی خودشون نیارن که من اونو نوشتم !!! اکسیوزمی !
پ.ن.۲ : ببخشید بهتون سر نزدم !‌
پ.ن.۳ : امروز که محتاج توام ٬‌جای تو خالیست ........ 
فردا که بیایی دگر از من اثری نیست ....
+ کاکتوس ; ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۸ فروردین ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()