ما اينيم !!!

---
من روشنفکرم ... چون ...
تو یه خانواده تحصیل کرده بزرگ شدم ...
همه چیزو راحت به مامانم میگم ...
میگم که با ساناز و مریم دوستم ...
میگم که با ساناز و مریم کجاها میریم ...
همه چیزو میگم ، خیلی راحت ...
---- -
من امینم ... چون ...
هر چیزی رو که به من میسپرن ازش خیلی خوب نگهداری میکنم ...
مثلا با مریم که میام خونمون مامانم خونه رو میسپره به من و میره ! و من هیچ خیانتی در امانت نمی کنم !!!
چون مامان مریم ، مریم رو میسپره به من ! و من خیلی مواظبشم ! خیلی ... !
چون مامان ساناز ، خونه و ساناز رو میسپره به من ! و من خیلی مواظبشونم !
---- -
من غیرتیم ... چون ...
با اینکه میدونم مریم قبلا با 100 نفر بوده ! ولی اگه کسی پشتش از خاطرات سکسش بگه دندوناشو تو دهنش خورد میکنم !
تازشم ، میخوام باهاش ازدواج کنم !
---- -
من سرمو میگیرم بالا راه میرم ...
چون روشنفکرم ، صادقم ، مسلمونم ، امینم ، نجیبم !
ولی نمیدونم چرا بعضی وقتا شیطون گولم میزنه !!!
مثلا همین 3 روز پیش که با ساناز رفتیم سینما از فیلم هیچی نفهمیدم !!!
یا همین شب جمعه مامان بابای ساناز که رفتن عروسی من با 2 تا کا.ند.وم رفتم اونجا !!! نمیدونم اینا از کجا پیداشون شد !!
یا همین دیروز که با مریم اومدم خونه ! مامانم اینا رفتن خونه مامان بزرگم ! انقدر سرگرم ... بودم که اصلا یادم رفت مامانم اینا 7 برمیگردن !! تا به خودم اومدم دیدم وای ساعت هفت و نیمه ! حالا من بدو آهو بدو !!!
امروز که مامانم ازم پرسید چه خبر یادم رفت همه چیزو بهش بگم !!! نکه نخوام بگماااا ! نه ه ه !! یادم رفت !
---- -
پ.ن.1 : اینا من نبودم فکرای بد نکنید !
پ.ن.2 : قربون شیطون برم ...
پ.ن.3 : عجب !!!!!!!!
پ.ن.4 : هوی با تو نبودم فردا تریپ برنداری !!! بهت گفته بودم جلو من همه چیزو نگو ، من جنبه این چیزا رو ندارم !
+ کاکتوس ; ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()