تصميم کبری ...

-----
دارم تصمیمای مهمی میگیرم ...
تصمیماتی که زندگیمو از این رو به اون رو میکنه ...
همه چیزمو میخوام عوض کنم ...
میخوام به هر قیمتی هم که شده معماری بخونم ...
عاشقشم ...
تو این مملکت خراب شده خدادتا هم بلد باشی باید مدرک داشته باشی ...
شاید برم ... شایدم همینجا ...
کار دیگه بسه ...
میدونم میتونم ...
یه کم میترسم ...
خدا کنه کم نیارم ...
قاطم ...
------
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که می کشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
+ کاکتوس ; ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ٢۳ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()