ع مثل عشق ... ع مثل عاجز ...

مانی منو به یه بازی دعوت کرده ...
تعریف عشق !!!!
به هر نحو !
من یه تیکه از دیالوگ جانی دپ تو فیلم دن خوان رو مینویسم ...
---
تا حالا با زنی برخورد کردی که عشق رو درونت القا کنه ؟
تا زمانی که تمام حواست در مقابل اون از کار می افته ...
می بوسیش...
می چشیش ...
بچه متولد نشدت رو توی چشماش میبینی ...
و می دونی که قلبت سرانجام یه خونه پیدا کرده ...
زندگیت با اون شروع میشه ...
و بدون اون باید تموم بشه ...
---
و تو یه قسمت دیگه میگه :
تنها 4 سوال با ارزش در زندگی هست ...
چه چیزی مقدسه ؟
ساخته روح چیست ؟
ارزش زندگی برای چیست ؟
و ارزش مرگ از آن چیست ؟
پاسخ هرکدوم از این سوالات فقط عشقه ...
---
من کسی رو دعوت نمیکنم ...
---
پ.ن.۱ : و ما هم هیچ ...
پ.ن.۲ : فکر کنم دورم داره تموم میشه ...
---
+ کاکتوس ; ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; ۳٠ آبان ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

آتيش داری ؟

---
مرد را دردی اگر باشد خوش است ...
درد بی دردی علاجش آتش است ...
---
پ.ن.1 : با عرض پوزش ... به قول بچه ها گفتنی بدفرم پریودم ...
حالم گرفتس ...
فکر نکنم حالا حالاها بنویسم ...
براتون نظر میدم ...
پ.ن.2 :التماس دعا برا نماز خونا ... التماس سلامتی برا مشروب خورا !
---
- آتیش داری ؟
= سیگاری نیستم .
- !!!
+ کاکتوس ; ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۸ آبان ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

جو گير !‌

---
تنهام ...
تنها تر از همیشه ...
جو پاییز منو نافرم گرفته ...
حالشو میبرم ...
-----
پ.ن : هیچکس منظور منو از پست قبلم نفهمید ... چرا آیا ؟
+ کاکتوس ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ٧ آبان ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()