تراوشات بعد از نيمه شب ...

----
حلقه های دود به شیشه مانیتور میخورن ...
دونه دونه ...
دوباره یه کام سنگینتر میگیرم تا بهتر بتونم حلقه درست کنم ...
۴ ساعته چشمم به مونیتوره ...
حلقه ...
حلقه ...
عکس ...
عکس ...
دارم عکسای مسافرتامو نگاه میکنم ...
سیگار پشت سیگار ...
عکس و عکس ...
مخم گوزیده ...
تو مخم پره از چرا ...
چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟
چرا باید بهش اجازه بدم باهام اینجوری حرف بزنه ؟
چرا باید مجبور باشم که مسلمون باشم ؟
چرا باید مجانی بهش کولی بدم ؟
چرا باید به خاطر یه مشت چرت و پرتی که به زور کردن تو مخم انقدر به خودم عذاب بدم ؟
چرا هیچوقت نمیتونم دوست دختر داشته باشم ؟
چرا من نباید بهش چیزی بگم چونکه فشار خونش میره بالا ؟
چرا من نمیتونم به کسی نه بگم ؟
چرا همش دارم به خودم نه میگم  ؟
چرا انقدر به خودم دروغ میگم ؟
چرا وقتی کسی اذیتم میکنه ٬‌ هیچی که بهش نمیگم که هیچ ! ازش معذرتم میخوام ؟
چرا نمیتونم تخفیف بگیرم ؟
چرا الان برای لطف کردن به یه نفر اومدم شرکت ٬‌که آخرش بهم یه مرسی هم نگه ؟
چرا برای اینکه از خدا یه چیزی رو بخوام باید ۶ ساعت ...مالی شو کنم ؟
چرا خدا انقدر خودخواهه که منو میندازه تو این دنیا تا منو به قول خودش بیازماید !‌ آیا ؟‌
چرا من انقدر چرا تو مخمه ؟
یه سیگار دیگه ...
میخوام برم پیاده روی ...
این موقعها تو خیابونا پره از چت مغزایی که یا چتن یا چتن !
یادمه یه بار ۳-۴ شب بود رفته بودم بیرون راه برم ... تو میرداماد بودم ... یه دختره میخواست از پل بپره پایین ... هیچکس هم نبود ... من فقط نشستم ببینم میپره یا نه ... دوست پسرش هم اصلا به هیچ جاش هم حسابش نمیکرد ... داشت راهشو میرفت ...
بدبخت دختره جرات نکرد بپره ...
دوید رفت پیش پسره ... زد زیر گریه ... !!!
چ ههه !‌
چی میگم من !‌؟
هیچی به هیچی ربط نداره ...
ساعت ۲:۴۵
از دوازده گذشته ... توقعی نی !
این موقع شب پست گذاشتن بهتر از این هم نمیشه ...
یه مشت حرف دل که کسی نیست بهش اینا رو بگم ...
به وبلاگم که میتونم بگم !‌
---
من اینجا رو نداشتم چی کار میکردم ؟
من شما رو نداشتم چی کار میکردم ؟
+ کاکتوس ; ٢:٥٥ ‎ق.ظ ; ٢٥ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

تصميم کبری ...

-----
دارم تصمیمای مهمی میگیرم ...
تصمیماتی که زندگیمو از این رو به اون رو میکنه ...
همه چیزمو میخوام عوض کنم ...
میخوام به هر قیمتی هم که شده معماری بخونم ...
عاشقشم ...
تو این مملکت خراب شده خدادتا هم بلد باشی باید مدرک داشته باشی ...
شاید برم ... شایدم همینجا ...
کار دیگه بسه ...
میدونم میتونم ...
یه کم میترسم ...
خدا کنه کم نیارم ...
قاطم ...
------
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که می کشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
+ کاکتوس ; ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ٢۳ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

مي خوام مثل ديوونه ها خل شم !

-----
فلاکت ! مسعود سعیدی !
گوش کن !
من منگل هم شدی هیچی واسم مهم نیستو !
دوست دخترم مردشو واسم مهم نیستو !
من درسامو افتادمو اصلا مهم نیستو !
هیچی توی دنیا اصلا مهم نیست خب !
!
دوست دختر قبلی من واسه من رفته !
با یه غریبه تو خونه کار بد کرده !!!!!
ولی اصلا , اصلا مشکلی نیست !
چونکه اصلا اون دختر خوشگلی نیست !!!
حالا مسعود تو بگو !
!
ما همیشه واسه بیخیالی طی میکنیم !
چونکه فقط به عشق و حال زندگی فکر میکنیم !
امشب ما ! خیلی خوشیمو خوشحالیم !
توی زندگی فکرو خیالاتی نداریم !
!
یکی به من بگه چرا خل شدم امشب ؟!
بیان جلو اونایی که خوش دارن یک شب !
؟؟؟ پر شن ! مثل شمع روشن شن !
بخورن , تا خرخره پر شن !
!
کی میتونه منو تو رو شاد کنه ؟ دود دود !
چونکه فقط دوده که مارو میبره اون دور !
رشته تحصیلی من هوا فضاس !
واسه همینه که من همیشه شبا فضام !چ
!
دلم داره به من میگه برو عشق و حالی بکن !
امشب میخوام تنها باشم دل بگه بهم چی کار بکن !
.
.
. !؟؟!
اونا دارن به من میگن دیوونه شدم !
باید بگم خودشون دیوونه شدن !
اصلا دیوونه شدم می دونی دیوونه ها خوشن !
واسه همینه میخوام مثل دیوونه ها خل شم !
دوست دختر من میگه بیا امسال !
یه حالی بده برو تیمارستان !
تا که همه دکترها بیان به تو قرص بدن !
حالا به من بگو اون دکترا خوشگلن ؟
!
بدونی که باحالیم و همگیمون دیوونه ایم !
بدونی که یدونه ایم اونم واسه نمونه ایم !
--------
نمونه ای از یک رپ فارسی !
منبع در بالا ذکر شده !
اصلا اهل رپ و این حرفها نیستم ! از متنش خوشم اومد ! با اینکه چرته ولی یه فاز خوبی بهم داد !
کاری به بد آموزیش ندارم ! کلا فازز داد !
گیر نده دیگه ! فاز داد !‌
پ.ن.۱  : ؟؟؟ = اصلا نفهمیدم چی میگه !!!؟!
پ.ن.۲  : این دوست دختر نداشتن ما هم یه بار بدرد خورد !
+ کاکتوس ; ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; ٢۱ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

دل انگیزم ؟!

هر دم صبر
هر دم بانگ
تنهایم
فرسودم
گیج و مست
دوزخ
بی حاصل
سایه ای شاید کند آغاز
یا که قطره رنگی کند همه روحم پر نقش
هیچکس نیست که آید از راه
حرفها دارم ...
حرفها دارم ...
دل انگیزم ؟!
------
پ.ن.۱   حالم بده ...
پ.ن.۲   حالم بده ...
پ.ن.۳   حالم بده ... تنهام .... ولی دوستش دارم تنهایی رو ...
+ کاکتوس ; ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱٤ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

بژی کردستان ...

---
---
---
---
---
---
۵ ماهه که بخاطر کار دارم تو سنندج زندگی میکنم ... فردا دارم بر میگردم تهران ! شاید تا آخر عمرم دیگه نتونم بیام این طرفها ! میدونم که دلم برای اینجا تنگ میشه ... خیلی ...
بر خلاف چیزی که فکر میکردم ٬ این قسمت از زندگیم یکی از پرتجربه ترین و بهترین قسمتهای عمرم بود ... عالی بود ...
خیلی نمیتونم راجع به این استان شرح بدم ... خیلی زیاد میشه ... تو چندتا کلمه توصیفش میکنم !!!
* مردمان خوب ! ( بر خلاف حرفهایی که پشت سرشون میزنن ! )
* مردمان مهمان نواز ! ( طوری که دیروز میخواستم از شرمندگی دست یکیشون رو ببوسم ! )
* مردمان خیلی خوب !
* سنندج ٬ شهر تپه ها ! ( همش تپه تپس ! اسم محله هاش هم تپس ! )
* سنندج ٬ شهر رقص ٬ رقص کردی ! ( زن و مرد ندارن ! دست تو دست هم میدن و میرقصن ! بی غیرت نیستن !  یه جورایی روشنفکرن ! )
* سنندج ٬ عرق سگی تا شامپاین !  ( کافیه بخوای ! اراده کنی ! ارزون و کاملا در دسترس !!! )
* سنندج ٬ شهر شرابخواران ! ( انقدر اینجا برای مشروب خوردن آزادن که همیشه از رهبر تعریف میکنن ! مثلا تو کوههای آبیدر میشینن میخورن ٬ بعد پلیس که رد میشه براشون دست تکون میده ! به بفرما هم میکشه !! در بعضی مواقع به سلامتی هم ٬ هم میخورن ! !!! )
* سنندج ٬ ارزونی ! ( مخصوصا تاکسی ! انقدر ارزونه که من فقط یک بار دربست سوار نشدم ! )
* سنندج ٬ دمای ۳۲- ! ( با تمام وجود حسش کردم ! انگشت کوچیکم یخ زد ! دماغم قندیل بست ! )
* جاده مریوان ٬ زیباترین جاده ! ( زیباترین جاده ای که تو عمرم دیدم ! جاده های شمال باید جلوش لنگ بندازن ! )
* کردستان ٬ آب آب آب ! ( هر جای کوه رو که نگاه میکنی داره ازش آب میاد ! کاملا نوشیدنی ! خنک ! یخ ! تگری ! توپ ! رودخونه هاش که بماند ! )
* کلا خوب ! خیلی خوب !
---------
پ.ن.۱   عکسها نصف بیشترش مال خودمه !
پ.ن.۲   معنی چندتا کلمه رو فهمیدید !؟
پ.ن.۳   دوستان عزیزی که قصد سفر به استان کردستان رو دارند ! ترجیحا قبل از شروع فصل پاییز ٬ به یکی از دفاتر هواپیمایی مراجعه کنند و با خرید ۲ عدد بلیط ( زوج برید ! ) بروند صفا کنند !
پ.ن.۳   دوستانی که از مشروبات الکلی استفاده میکنند ! سلامتی فراموش نشود !
پ.ن.۴   ببینید من کیم که تو اینهمه نعمت لب به ... نزدم !
پ.ن.۵   بژی کردستان یعنی زنده باد کردستان ... !
+ کاکتوس ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; ٤ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()